سفارش تبلیغ
صبا ویژن






















بچه های اوتیسم سرزمین من

این نوع رفتارها شاید یکی از مشکلترین موانع بر سر راه درمان کودکان اُتیستیک باشد . ممکن است تغییر آنها بسیار مشکل باشد و همینطور باعث بروز استرس وسردرگمی فراوان برای هر کسی شوند . شاید بزرگترین مانع ، اکراه افراد در رابطه با اظهار و بیان این رفتارها باشد و هیچوقت این رفتارها به عنوان هدفی برای تغییر قرار نگیرند .
دلایل زیادی وجود دارند که چرا بیشتر برنامه ها این مبحث مهم را مورد بررسی قرار نمیدهند . مثلاً برای مبتدی ها تغییر رفتارهای اختلالی کار بسیار مشکلی می باشد. رفتارهای اختلالی تأثیرات غیر عادی بر روی یادگیری کودک دارند همچنین بر قدرت تطابق و تقلید از دنیای اطراف تأثیر منفی قابل توجه دارند . این رفتارها مانند رفتارهائی که کودک طی سالیانی فرا گرفته است ، بسیار مشکل تغییر پذیر هستند . وقتی که شما سعی میکنید این رفتارها را تغییر دهید ممکن است با افزایش این رفتار ها به صورت هشداردهنده ای روبرو شوید . ممکن است که کودک بسیار ناراحت شود وقتی که می بیند شما سعی دارید رفتاری را که او عادت دارد و برای او مؤثربوده است را از اوبگیرید . همچنین آنها ازگذشته یادگرفته اند که رفتارهای اختلالی جدّی ،میتوانند باعث اطاعت دیگران از آنها شوند و یا اینکه دیگران از کار خواسته شده از آنها ، منصرف شوند.از آنجائی که ما نمی خواهیم کودک ناراحت شود و نیز نمی خواهیم او را عصبانی کنیم پس در بیشتر مواقع تسلیم کودک و شرایط ایجاد شده می شویم . متأسفانه تسلیم شدن در برابر رفتارهای اختلالی کودک مانند مشوق برای او عمل کرده و راه از بین بردن این رفتارها را مشکلترمیکند .
علّت دیگری که این مبحث مورد توجه قرار نمی گیرداین است که مردم فکر میکنند اگر کودک رفتارهای هوشیارانه خود را افزایش دهد کمتر به نظر میرسد که مشکل دارد . از نقطه نظر والدین و تراپیست ها آموختن مهارتهای آکادمیک وارتباطی مهمتر از همه چیز است و نتایج آن بیشتر از هر چیز دیگر نمود داشته و آنها را هیجان زده میکند پس بنابر این بیشتر در مرکز توجه قرار می گیرند . عقیده بر این است که بدون مهارتهای کلامی فرصت یادگیری و موفقیّت کودک کم میشود ولی برخلاف انتظاراین رفتارهای اختلالی می باشند که بیشتر از هر چیزی مانع پیشرفت و یادگیری می شوند .گاهی اوقات تصور می شودکه اگر کودک مهارت کلامی را بدست آورد رفتارهای اختلالی او از بین خواهد رفت و یا اینکه کم خواهد شد.متأسفانه نه تنهاوجود رفتارهای اختلالی به صورت قابل توجهی فرصت یادگیری کودک را می گیرند بلکه سرعت یادگیری را نیز کم کرده واثر منفی بر توانائی های کودک جهت یادگیری خواهند داشت . در نهایت ما باید به این رفتارها توجه خاصی داشته باشیم . متأسفانه در صورت تأخیر، اصلاح این رفتارها بسیار مشکل خواهند بود. رفتارهای اختلالی گاهی برای والدین و تراپیست مشهود نیستندو به آنها توجهی نمی شود .گاهی افراد به قدری با رفتارهای اختلالی انس گرفته اند که حتی به آن توجه نمی کنند ونمی فهمند که این رفتار کودک اختلالی بوده و چقدر مختل کننده پیشرفت کودک است .گاهی اوقات شرایط مطلوبی راجهت این رفتارها برای کودک فراهم میکنیم بدون آنکه متوجه آن باشیم . از آنجائی که کودک زحمت زیادی را برای کسب این رفتارها نمی کشد ، اتفاق افتادن این رفتارها زیاد به چشم نمی آیند . شما فقط می بینید که اگر همان شرایط را برای کودک فراهم نکنید او بسیار عصبانی خواهدشد و یا اینکه ایجاد دردسر برای افراد خانواده میکند پس بدون اطلاع شرایط رفتار اختلالی را برای کودک فراهم میکنیم .گاهی والدین و تراپیست فکر میکنند که این رفتارها به
رور زمان و به خودی خود برطرف خواهند شد که در این صورت به آن اهمیت نخواهند داد و بدتر ازهمه اینکه آنها فکر میکنند یادگیری مهارتهای جدید و مخصوصاً کلامی وجود این رفتارهای اختلالی را قابل بخشایش میکنند . متأسفانه ابن طرز فکرها فقط باعث کندتر شدن سرعت اصلاح رفتارها و یادگیری کودک میشوند .
همانطور که گفته شد ممکن است تلاش برای تغییر این رفتارها باعث ناراحتی و افسردگی کودک شود واین تجربه خوبی نخواهد بود.در کنار اینکه نمی خواهید کودک خود راعصبانی ببینید،همچنین برای شما مشکل است که اورا ناراحت وافسرده کنید . اگرچه افزایش رفتارهای اختلالی در واقع نشانه مثبتی است ( این نشان میدهد که کودک از تلاش برای تغییر رفتار آگاه است و می خواهد از خود مقاومت نشان بدهد) ولی هنوز احساس خوبی نمی توان داشت. شما مجبور هستید که قبول کنید هدف خوشحالی کوتاه مدت کودک نیست بلکه هدف درمان او،خوشحالی و استقلال دراز مدت است . ما میدانیم که چطور میتوانیم کودک را خوشحال کنیم ، فقط کافی است که به او اجازه دهیم هر کاری را که دوست دارد انجام دهد حتی تحریک خود، ولی بسیاری از اوقات مجبور هستیم که بر خلاف خواسته کودک رفتار کنیم .
به طور خلاصه میتوان گفت،بیشتر افراد معتقدند سروکارداشتن با رفتارهای اختلالی درمقایسه با مثلاً آموزش کلامی به صبر وتلاش زیادی نیاز دارد مخصوصاً اگر تیم درمانی این مهارت و تخصص را نداشته باشند،ترس ونبود پشتیبانی تجربی و علمی باعث میشوند که به راحتی تیم درمانی از درگیر شدن با این نوع اختلالات طفره بروند .


چه موقع رفتارها را مخرب فرض میکنیم


رفتارهائی مانند بدرفتاری،خشونت،ونافرمانی را به راحتی میتوان به عنوان رفتارهای مخرب توصیف کرد.رفتارهای دیگری که طبیعتاً مجهول و نامشخص هستند،مانند بی توجهی، شرکت نکردن در کارها ، انجام ندادن کار محول شده ، و گوشه گیری ممکن است مخرب نباشند ولی به هر حال در امر یادگیری اختلال ایجاد می کنند . همه آنها باید مورد توجه قرار گیرند و هدفی برای تصحیح باشند . اگر چه این دسته دوم ممکن است مانند دسته اول واضح نباشند ولی به طور مساوی( اگر بیشتر نباشند ) میتوانند مانع یادگیری و پیشرفت کودک باشند و به طور خلاصه می توان گفت هر رفتاری که مانع یادگیری و پیشرفت شود رفتار مخرب است.


ایجاد بهترین محیط


قبل از اینکه یک برنامه رسمی شروع شود ، بسیار سودمند و مفید خواهد بود اگر یک محیط و شرایط آموزش مثبت ایجاد شود. این کار نه تنها باعث افزایش تأثیر مثبت برنامه می شود بلکه برنامه را هم برای کودک و هم برای تراپیست خیلی لذت بخش تر و قابل قبول تر می کند . این منظور را می توان به وسیله فراهم کردن شرایطی که کودک در آن احساس آرامش و راحتی می کند ، فراهم کرد . در این صورت همکاری کودک بیشتر خواهد بود . برای شروع بهتر است ابتدا با کودک بنشینید وبا اسباب بازی هائی که او دوست دارد با هم شروع به بازی کنید و در ضمن از او هیچ تقاضائی نکنید . هنگامیکه حس کردید کودک راحت است وحضور شما را نیز قبول کرده است دستور العمل ها را میتوانید شروع کنید . البته بهتر است با دستورهائی شروع کنید که احتمال میدهید کودک از آنها پیروی خواهد کرد. مثلاً می توانید به کودک بگوئید (با صدائی جذاب و بازی گونه) "بیسکوئیت را بخور" ، "مرا نگاه کن" ، "توپ را بیانداز". ایجاد شرایط مثبت یادگیری نه تنها رفتارهای
اختلالی و مخرب را کم و یا حذف می کند بلکه خود مشوق خوبی برای رفتار مثبت و درست کودک است.توجه داشته باشید که مشوق در ابتدا نباید فقط به صورت کلامی باشد بلکه باید شامل چیزهای قابل حس مانند اسباب بازی ، بازی ،و خوراکی هم باشد . در صورت تشویق کلامی باید نام فعالیّت مطلوب انجام شده نیز ذکر شود مانند : آفرین چه در بستن خوبی . البته از عباراتی استفاده کنید که علاوه بر سادگی برای کودک قابل درک باشند .
در کنار کاهش مشکلات رفتاری و در نتیجه ایجاد فرصت بیشتر جهت یادگیری و رفتار درست، منافع بسیار دیگری نیز وجود خواهند داشت اگر برنامه و جلسات را با چنین شرایط محیطی مثبتی آغاز کنید :
1- این کار به شما اجازه میدهد که رابطه مثبت خوبی با کودک برقرار کنید که این امر خود از مهمترین عوامل موفقیًت در برنامه درمانی است .
2- فرصت خوبی را برای شما ایجاد می کند تا از نقاط ضعف و قوّت خود و کودک اطلاع پیدا کنید .
3- با این شرایط می توانید مشوقهای دیگر را نیز شناخته و توسعه دهید .
4- باعث خواهد شد که کودک به محیط جلسه و وسائل آن دلبستگی پیدا کرده و اشتیاق داشته باشد تا هر چه زودتر دوباره به تمرین برگردد .
5- شما راحت تر می توانید روش و برنامه درمانی را پیاده کنید زیرا مقاومت کمتری از جانب کودک خواهید داشت .


محیط و استرس


محیط تأثیر فراوانی بر روی رفتار دارد . اگر در محیط عوامل ناراحت کننده ای مانند سروصدا،دمای نامناسب،... وجود داشته باشند ، می توانند باعث ناراحتی ،عصبی بودن، خشم و غیره شوند. اگر این عوامل از محیط حذف شوند و شرائط بهتری فراهم شود باعث آرامش و احساس امنیت و راحتی کودک می شود. این امر برای همه افراد صادق است مخصوصاً کودکان اُتیستیک . صحبت نرم و آرام می تواند تأثیر بسزائی بر روی رفتارهای اختلالی داشته باشد.البته به طور طبیعی خلاف این امر واقع می شود یعنی اغلب افراد با دیدن این رفتارها صدای خود را بالا برده و تند صحبت می کنند . این طرز برخورد نه تنها باعث پریشانی کودک می شود بلکه خود شما را هم آشفته تر می کند.مثلاً دقت کنید وقتی که کودک به چیزی چنگ میزند شما هم بلافاصله به همان چیز چنگ میزنید تا جلو این کار کودک را بگیرید.به هر حال این نوع رفتارهای ناخودآگاه فقط بهم ریختگی و پریشانی کودک رابیشتر کرده و او را تحریک می کنیم تا در کار و خواسته خود پافشاری کند.حتی تمرین کنترل استرس برای خود شما نیز مفید خواهد بود و بهتر است تکنیکهای آن را فرا بگیرید در این صورت می توانید آرامش خود را در مواقع مواجهه با رفتارهای اختلالی کودک حفظ کنید.تصور صحنه های خوب و لذّت بخش،نفس عمیق کشیدن ،استراحت کوتاهی داشتن ، ... از تکنیکهائی هستند که می توان نام برد . با حفظ آرامش بهتر می توانید شرایط را کنترل کرده و کودک را نیز آرام کنید . در صورت داشتن آرامش نه تنها مشکلات بعدی را کم می کنید بلکه امید و انگیزه خود را برای رسیدن به اهداف برنامه درمانی تقویت می کنید . همچنین با این کار هر گونه توجه منفی که میتواند باعث افزایش و ادامه رفتارهای اختلالی کودک می شود را نیز کم می کنید .کم شدن احتمال انجام این نوع برخوردها و عصبانیت ها خود باعث کم شدن رفتارهای اختلالی نیز می شود . شما می توانید گاهی با دادن فرصت انتخاب به کودک،تأثیر خوبی بر رفتار او بگذارید . مثلاً انتخاب اینکه روی صندلی کار بکنید ویا روی زمین. با این کار به آرامش کودک نیز کمک می کنید . از کودک تقاضا و کاری را نخواهید که باعث شروع درگیری و عصبانیت او شود مگر اینکه شما آماده این شرایط باشید . بنابراین شما باید تشخیص بدهید که آیا این کار و تقاضا لازم است وآیا شما آماده عواقب آن هستید؟
گاهی اوقات خستگی و کسلی می تواند باعث بروز رفتارهای اختلالی شوند.لازم است که در مورد کودک بررسی کنید تا ببینید در چه مواردی کودک خسته و کسل می شود و عوامل آن چیست .ولی به یاد داشته باشید که گاهی خستگی و کسلی لازم است چون کودک باید یاد بگیرد که چگونه با آنها کنار بیاید . ما می توانبم تلاش کنیم تا از خستگی های غیر ضروری بکاهیم . موارد زیر فاکتور هائی هستند که ما می توانیم از آنها جهت کم کردن احتمالی خستگی کودک استفاده کنیم :
- از تُن صدای تشویق کننده و اشتیاق دار استفاده کنیم.
- تغییر دکوراسیون محل تمرین و جابجائی وسائل
- دستورات متفاوت برای یک کار خواسته شده
- استفاده از وسائل جالب و مورد علاقه کودک
- کودک را با تمرین و مهارتی که در حال حاضر یاد گرفته است خسته نکنید .
- اگر می بینید که کودک تمرینی را بخوبی یاد گرفته است و از انجام دادن آن لذّت می برد برای تنبیه او آن کار را از او نگیرید .
- دقت کنید که زمان جلسه طولانی نشود .
- سعی کنید که سطح موفقیت را بالا نگاه دارید .
- از چیزهائی که کودک دوست دارد (حتی تحریک خود )جهت مشوق استفاده کنید .
- کارها و تمرینات را لابلای هم و به صورت متنوع انجام دهید .
- مشوق ها را گاه به گاه تغییر دهید و از نوع طبیعی آنها استفاده کنید .
- سعی شود که از تنوع حتی در نوع و نحوه تمرین استفاده شود .
- از کلام به صورت طبیعی و ساده استفاده شود .
- در طول جلسات از مهارتهای مختلف استفاده کنید (کلامی ،بازی ، اجتماعی ،...) .
وقتی که رفتارهای اختلالی اتفاق می افتند،باید تا جائیکه ممکن است به آن توجه نشود و شاید بتوان گفت که کاملاً آنرا نادیده بگیرید . البته اگر رفتار مورد نظر باعث آسیب رساندن به خود کودک و یا دیگران میشود باید به آن توجه کرده و مقابله نمود . در صورت توجه بی جهت به رفتار اختلالی به طور ناخودآگاه مشوقی را برای ادامه آن برای کودک فراهم کرده ایم .توجه داشته باشید در صورت کم شدن رفتارهای اختلالی و یا حذف آنها توسط برنامه درمانی ، ممکن است کودک به عوامل بیرونی جهت اجتناب از رفتار اختلالی وابسته شود . با کم توجهی نسبت به این رفتارها می توانید از این مشکل جلوگیری کنید . البته کم توجهی که کودک دریابد نتیجه رفتار نادرست او بوده است و الا این رفتارها همیشه باید مورد توجه شما و برنامه درمانی قرار بگیرند . در قسمتهای بعدی طرز برخورد و تصحیح این نوع رفتارها را خواهیم خواند.
برنامه های رفتار درمانی اصولاً بر پایه اینکه : رفتارها در نتیجه پیامد آنها آموخته میشوند ،بنیان گذاشته شده اند . اگر یک رفتار پیامد مثبت داشته باشد به احتمال زیاد در آینده اتفاق خواهد افتاد و اگر پیامد یک رفتار منفی باشد احتمال وقوع آن بسیار کمتر خواهد بود . برای مثال اگر خشونت و عصبانیت کودک برای او نتیجه ای مثبت به همراه داشته باشد (مانند توجه ، فرار از کار محول شده ، ...) به احتمال زیاد کودک ، در آینده ، همان رفتار را در جهت بدست آوردن همان نتیجه از خود بروز خواهد داد . نکته مهم این است که اگر کودک بفهمد که در اثر رفتار خود از چیز دلخواه و مطلوبی محروم شده است احتمال زیادی دارد که در آینده آن رفتار را تکرار نکند .
رفتار درمانی در مورد رفتارهای اختلالی را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
روشهای کم کردن رفتارمانند: بیرون بردن کودک از محیطی که کودک در آن رفتار اختلالی را از خود بروز داده و یا چند
روش دیگر که در آینده درباره آنها توضیح خواهیم داد .
روشهای بهبود بخشیدن به رفتار مانند : تشویق کردن برای رفتار مناسب و عدم تشویق برای رفتار نامناسب .
برنامه ها اغلب ترکیبی از هر دو روش هستند . مطلوبترین و مؤثر ترین نوع رفتار آن است که مشوقی طبیعی مانند بازی ،ارتباط و... داشته باشد . از آنجائی که کودک مشوق خود را از طریق رفتار خود به صورت طبیعی حس کرده است (رفتار مطلوب آموخته شده ) او تمایل کمتری خواهد داشت تا از طریق رفتار اختلالی به همان مشوق (مانند سابق )دست پیدا کند.
تصحیح رفتاری و رفتار درمانی در کاهش رفتارهای شدید اختلالی مانند خودآزاری ، عصبانیت شدید ، ... بسیار مؤثر و موفق بوده است . بعلاوه کودکان تحت درمان با این برنامه ها مهارتهای خوبی در زمینه های مختلف مانند ارتباط ، بازی ، استقلال فردی ، و اجتماعی شدن بدست آورده اند. اگر چه بسیاری از برنامه های رفتاردرمانی باعث کاهش رفتارهای اختلالی می شوند ولی مهم این است که در دراز مدت دوباره این رفتارها به سراغ کودک برنگردند و همینطور رفتارهای مناسبی را جایگزین آنها بکنیم . فاکتور های زیادی هستند که در تأثیر و مطلوب بودن برنامه در دراز مدت مؤثر هستند . اگر در برنامه فهم و بررسی درستی از رفتارهای اختلالی و علل آنها نشده باشد فاکتورهای لازم برای مقابله با این رفتارها به درستی فراهم نشده و در نتیجه اهداف مطلوب در برخورد با این معضل بزرگ بدست نمی آیند . برنامه های درمانی اغلب با فرض اینکه تمام تلاش باید در راه حذف رفتارهای غیر قابل قبول باشند ، طرح شده اند . متأسفانه اگر مثلاً کودکی هنگام عصبانیت به صورت خود سیلی بزند فقط با مانع شدن از این کار نمی توان این مشکل را تصحیح کرد. اگر برنامه درمانی راه وبرنامه درستی برای تصحیح این رفتار خود آزاری نداشته باشد بعید نیست که به زودی کوبیدن سر به دیوار جای سیلی زدن را بگیرد . اگر برنامه درمانی بر پایه یک سری بررسی های عملی از رفتاروعصبانیت و همچنین خودآزاری کودک پایه گذاری شده باشد برنامه به طور مطمئن بسیار مؤثرتر خواهد بود .
کلید وراز تغییر مؤثر رفتارهای اختلالی ، به مرور زمان ،فهمیدن عملکرد رفتار مورد نظر است.چیزی که مشهود است این است که این نوع رفتارها تصادفی نیستند . آنها به منظور خاصی از طرف کودک انجام می شوند . برای مثال عصبانیت و خشونت می تواند در جهت کم کردن استرس باشند و یا برای اجتناب از کاری که کودک دلش نمی خواهد آنرا انجام دهد و یا برای جلب توجه . رفتارهای اختلالی می توانند به صورت عادت شوند زیرا آنها راهی هستند برای ارتباط ، تأثیر گذاری بر محیط اطراف ، و برآورده کردن احتیاجات . از آنجائی که رفتارهای اختلالی می توانند راهی برای رفع احتیاجات باشند ، برنامه درمانی مؤثر باید به کودک رفتارهای دیگری بیاموزد که به صورت موفّقی همان احتیاجات کودک را برآورده کند . در صورتی که کودک رفتار مناسب جایگزین را نیاموزد ممکن است رفتارهای نامناسب دیگری را نیز کسب کرده و یا اینکه در آینده دوباره رفتارهای اختلالی را از خود بروز دهد .کودک باید به دقت آموزش داده شود تا به وسیله راه مناسبتری احتیاجات خود را به طور مطلوب بدست آورد.پیدا کردن یک جایگزین رفتاری اغلب از مشکلات این نوع برنامه ها می باشد. خیلی آسان است که شما بفهمید کودک چه چیزی را نباید انجام دهد ولی بسیار مشکل است که بفهمید چه چیزی را باید به جای آن انجام بدهد .
جایگزینی رفتاری نه تنها احتیاج به بررسی ، تحلیل عملکرد و چگونگی رفتار نامناسب دارد بلکه باید مشخص شود که چه رفتار جایگزینی می تواند همان اهداف را برای کودک داشته باشد و چه رفتاری را کودک قادر به یادگیری آن است . علاوه بر آن باید همان رفتار جایگزین به قسمتهای کوچکتر تقسیم شود .
کمبود صبر و تحمل از عوامل دیگری است که بر مشکلات برنامه می افزاید .آموختن مهارتهای جایگزینی کاری درازمدت است . رفتارهای اختلالی در طول سالها برای کودک بدست آمده اند ، بنابراین منطقی است که فکر کنید جایگزین کردن آنها
و حذف رفتارهای اختلالی به یک برنامه درازمدت ، دقیق و عمیق نیاز دارد که خود مستلزم زمان زیاد است . متأسفانه بسیاری تلاش می کنند که همه مهارتها را به یکباره به کودک بیاموزند . این روش مناسب و خوبی نیست . باید در هر زمان یک مرحله سعی شود و وقتی از آن موفّق بیرون آمدید به سراغ مرحله بعد بروید .
زمان بندی مراحل آموزش نیز از مشکلات دیگر در برنامه رفتاردرمانی است . بسیار مهم است که برنامه در نهایت خوبی و تأثیر مثبت ممکن انجام شود . این بدین معنی است که کودک و تراپیست هر دو در بهترین شرایط جهت آموزش و آموختن باشند . معمولاً آموزش رفتارهای جایگزین بلافاصله بعد از بروز این رفتارها از طرف کودک انجام می شود که این روش مناسب نیست و کاملاً غلط است زیرا در این هنگام کودک عصبانی و ناراحت است و سطح یادگیری او مناسب آموزش نیست . همچنین ممکن است تراپیست نیز عصبانی شده وهر دو آنها شرایط مناسب آموزش و یادگیری را از دست بدهند . باید دقت کنید که آموزش زمانی باشد که کودک آرام و شاد باشد و رفتارهای اختلالی را از خود نشان نمی دهد و در نهایت اینکه آماده یادگیری یک رفتار جایگزین است .


راهنمایی هائی برای برخورد با رفتارهای اختلالی


راهنمایی های زیر برای برخورد و بهبودی رفتارهای اختلالی که در طول جلسات تمرین ممکن است شما با آن برخورد کنید ارائه می شود . از آنجائیکه شرایط فرق می کنند و همینطور از آنجائیکه هر کسی با کودک رابطه متفاوتی می تواند داشته باشد تقریباً ناممکن است که بتوان یک عمل مشخص را توصیه کرد . به هر حال فلسفه کلّی وجود دارد که بر اساس آن می توانیم شما را هدایت کرده و روش مشخصی را تأیین کنیم تا آن را دنبال کنید . البته به یاد داشته باشید بسیار مهم است که در هر لحظه شما آماده تصحیح این رفتارها وآموزش جایگزین باشید ( آموزش لحظه ای ) و نیز به یاد داشته باشید کودک نباید در عصبانیت و یا هیجان باشد . بروز رفتارها ی اختلالی معمولا ً ترتیب مشخصی را می توانند داشته باشند . به همین دلیل رفتارهای اختلالی مرحله به مرحله توسعه پیدا می کنند . مراحل اولیه این رفتارها معمولا به همراه عصبانیت و هیجانات ملایم است که کودک آنها را گاهی توسط رفتارهای بدون کلام از خود بروز می دهد مانند قدم زدن ، شکلهای عجیب از خود نشان دادن ، تنفس غیر منظم یا حتی رفتارهای با کلام مانند گریه و جر و بحث . اگر شرایط تصحیص و رفتار شما مؤثر واقع نشوند ممکن است که رفتار اختلالی پیشرفت کند مانند صدمه زدن به وسایل و یا فرار کودک و در نهایت امر می تواند به صدمه زدن به خود و یا دیگران منجر شود .
هر مرحله یک روش مناسب خود را احتیاج دارد . به یاد داشته باشید که شاید روشی که برای مراحل قبل مؤثر بوده و نتیجه داده ممکن است در مراحل دیگر مؤثر نباشد . ما باید به طور دائم به بررسی رفتارها و روشهای آنها فکر کرده و در پی بهبود آموزش و تغییرات آن متناسب با شرایط باشیم . به یاد داشته باشید که ممکن است کودکی علاوه بر این روش قبلاً تحت درمان توسط روش ویا روشهای دیگری بوده است که آنها را کامل نکرده و یا به طور درست انجام نداده اند . در این صورت میتوان گفت که این برنامه های نا منظم و نیمه کاره خود می توانند باعث بروز اثرات منفی در کودک شده و کودک از همکاری با تراپیست و برنامه گریزان شده باشد . برنامه های نیمه کاره و یا نامناسب هیچگاه رفتارهای اختلالی را به طور اساسی درمان نمی کنند و احتمال بروز آنها در کودک بسیار قوی می باشد و حتی ممکن است با اثرات منفی جانبی نیز همراه باشد . معمولاً مردم روشهای تقلیل رفتارهای اختلالی را به درستی نمی فهمند . برای مثال روش " تایم اوت " روش درمانی است که در آن کودک را برای مدت زمانی محدود میکنیم (مثلاً از مشوق ) به عبارتی دیگر وقتی که کودک در شرایط مثبت و همکاری قرار دارد اگر از او رفتار نامناسبی سر بزند او را از آن شرایط برای مدت زمان معینی دور می کنیم . موقعیّت های فراوانی وجود
دارند که کودک از آنها احساس لذّت نمی کند . پس ممکن است در صورت انجام تایم اوت به طور ناخودآگاه او را تشویق نیز کرده باشید . در هنگام تایم اوت نیز دقت کنید که کودک در هنگام دور بودن هیچگونه مشوقی دریافت نکند ویا به خود تحریکی مشغول نشود . همینطور اگر کودک از اینکه شما در موارد رفتار نادرست او را به شدت نهی کنید ، احساس سرگرمی و لذًت کند ، ممکن است روش نهی کردن در مورد او به مشوقی جهت ادامه رفتارهای اختلالی تبدیل شود .


دور گسترش


کودکان معمولاً یک مسیر رشد رفتاری مشخصی را طی می کنند . مراحل زیر ممکن است زیاد با هم اختلافی نداشته باشند . همچنین کودک ممکن است از یک روش گسترش وبهبودی خاص پیروی نکند . برای مثال ممکن است رفتار اختلالی که کودک بروز میدهد در مراحل میانی و یا حتی انتهائی این برنامه قرارداشته باشد . پس بنابراین بسیار مهم است که درجه و شدت رفتار مشخص شده و عکس العمل مناسب در قبال آن انجام شود . همچنین تراپیست باید از استعداد خود جهت درک موقعیتها و رفتار درست در هر شرایط خاص استفاده کند .
برداشتها و دریافتهائی وجود دارند که شما باید آنها را قبل از اینکه در شرائط بحرانی قرار بگیرید درک کرده و استفاده کنید. یکی ازآنها این است که مطمئن شوید آیا شما به کودک فرصت این را داده ایدکه قدرت انتخاب فراوان داشته باشد یا نه . بدین طریق کودک با شرائطی که انتخابی وجود ندارد بهتر کنار می آید . همچنین برنامه مداومی از مشوقها بسیار مهم است . بعداً خواهید دید که سلب مشوقی از کودک در هنگام رفتار نا درست در جهت بدست آوردن کنترل کودک چگونه لازم خواهد بود . شما برای هر مرحله وکار موفّق از طرف کودک او را تشویق می کنید دقت کنید که تا وقتی کودک آرام وتحت کنترل است این روش مشوق دادن مناسب است ولی اگر در حین تمرین کودک از خود رفتار نامناسب بروز دهد (هر چند جزئی) و شما بدون توجه به آن به دادن مشوق ادامه بدهید ممکن است کودک از این کار جهت دریافت مشوق استفاده کند . البته در صورتی که در حین رفتار درست مقدار مشوق بیشتر ودر حین رفتار غلط (در حین تمرین و جواب درست به تمرین ) مقدار آن کم باشد کودک ممکن است رفتار غلط خود را کم کند . نحوه رفتار و روش شما در این مراحل بسیار حیاتی است . شما باید آرام ، ثابت قدم و از نظر احساسی تحت کنترل باشید . بدین ترتیب نه تنها کودک آرامش و تمرکز خود را حفظ می کند بلکه شما نیز می توانید هدف مندی و تأثیر خوب برنامه را حفظ کنید . سعی کنید در مواقعه ای که کودک احساس سختی و مشکل می کند به او اجازه انتخاب بیشتری بدهید با این کار می توانید از دادن مشوق زیاد هم جلوگیری کنید . اگر شما کودک را به طور معقول و ملایم کنترل کنید (توسط مشوق، رفتار ،... )کودک ممکن است دیگر رفتار نامناسب خود را افزایش نداده و از شدت آن بکاهد .


نوشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 11:2 صبح توسط امین فرهادی نظرات ( ) |

موفقیّت یک برنامه درمانی تا حدود زیادی به میزان ، شدت تاثیرو نحوه استفاده از مشوقها بستگی دارد.به مرور زمان و در طول برنامه درمانی مشوقهای مخصوص هر کودک جای خود را به مشوقهای طبیعی و عادی خواهند داد.در ابتدای برنامه درمانی کودک اُتیستیک ممکن است آرام و قرار نداشته باشد و از همکاری با شما و تراپیست خود سر باز زند و از طرف دیگر کودک اُتیستیک برای کارهائی مانند تکلّم و یادگیری هیچ گونه احساس لذّت درونی ندارد ، ولی توسط مشوق می توان این انگیزه و رغبت در این کودکان را برای فرمان بری و احساس لذّت از انجام کارها ایجاد کرد .
مخالفین استفاده از مشوقها
برخی با استفاده از مشوقها به دلیل اینکه روشی طبیعی نمی باشد مخالفند.شاید یکی از علل مخالفت آنها مشاهده استفاده نادرست و عدم حذف آنها از طرف درمانگرمی باشد.جالب است بدانید که همه انسانها با مشوق کارها را انجام می دهند.مثلاً حقوق،تفریح،تعطیلات،بودن با دیگران،همگی مشوقهائی هستند که ما با آنها سروکار داریم.
مخالفین استفاده از مشوق معتقدند که مشوق مانند رشوه عمل کرده و کودک را از بدست آوردن لذّت طبیعی باز می دارد.ولی باید گفت اگر مشوق به درستی استفاده شودتأثیر متفاوتی در مقایسه با رشوه خواهد داشت . اگر به کودکی که خرابکاری می کند بگوئید ساکت باش تا به توشکلات بدهم ، روش نامناسبی را در استفاده از مشوق در پیش گرفته اید زیرا به این ترتیب کودک برای بدست آوردن شکلات شروع به خرابکاری خواهد کرد.در هنگام بروز رفتارهای نامناسب استفاده از مشوق باعث تداوم رفتار اختلالی خواهد شد و نباید از آن استفاده شود .
مخالفت با استفاده از مشوق همچنین می تواند بر اساس این باشد که ممکن است کودک به مشوق وابسته شود . البته باید گفت که این امر در صورت عدم حذف تدریجی مشوق بروز می کند . در طول تمرینات مشوقها بایستی به تدریج کمتر شده و جای خود را به مشوقهای طبیعی بدهند و مشوقهای اولیه حذف شوند.
از موارد دیگری که مخالفین استفاده از مشوق آنرا بی تأثیر می دانند ،عدم کارائی آن در برخی کودکان است .یکی از دلایلی که تراپیست نمی تواند با مشوق این کودکان را به کار وادار کند بدست آوردن راحت همان مشوقها در خارج از ساعات تمرین است. وقتی که کودک حس کند هر وقت که بخواهد به این مشوقها می تواند دسترسی پیدا کند لزومی نمی بیند که به دستورات تراپیست گوش کند . تنقلات ، گردش رفتن ، تلویزیون نگاه کردن ، ... همگی می توانند مشوقهائی باشند که کودک می داند آنها را به راحتی می تواند بدست آورد. در این موارد بهتر است که یا از مشوقهای جدید تر و قویتر استفاده شود و یا اینکه مشوقهای ذکر شده از دسترس کودک دور شوند.اگر شما با این مشکل روبرو هستید سعی کنید تا لیستی از مشوقهائی که کودک را به انجام تمرینات تشویق می کنند تهیه کنید مطمئن باشید که صرف وقت برای بدست آوردن آنها ارزش این کار را دارد.


تشخیص مشوقها و افزایش تعداد آنها


شما می توانید به سادگی با زیر نظر گرفتن کودک تشخیص بدهید که چه مشوقهائی را می توانید برای کودک استفاده کنید . مشوق حتماً چیز پیچیده و دقیقی نباید باشد. گاهی اوقات چیزهای بسیار معمولی اگر به صورت مناسب و حساب شده به کودک داده شوند می توانند به صورت مشوقهای قوی تأثیر داشته باشند. کارهائی که کودک دوست دارد به دفعات زیاد انجام دهد نیز می توانند مانند مشوق عمل کنند.


به طور کلّی هر چیزی که کودک در اوقات فراغت خود به آنها اشتیاق داشته باشد می تواند به عنوان مشوق استفاده شود


کارهای روزانه مانند گردش رفتن ، بودن با والدین ، و حتی ماساژ دادن می توانند به عنوان مشوق در نظر گرفته شوند . یکی از راه های افزایش تعداد مشوقها این است که کودک خود را با کارها ، اشیاء و خوراکیهای جدید روبرو کنید و در صورت تمایل کودک به آنها ، آنها را جزو لیست مشوقها قرار دهید . گاهی اوقات کودک نمی داند که یک اسباب بازی خودکار را چگونه روشن کند به همین دلیل علاقه ای به آن نشان نمی دهد ولی اگر شما آنرا برای کودک روشن کنید ممکن است که از آن لذت ببرد . کودکان اُتیستیک اغلب نمی دانند که می توانند از اسباب بازی ها ، غذا ها و کارهائی لذت ببرند و این شما هستید که باید این مشکل را برای آنها ازحل کنید .
خود شما ممکن است تا وقتی که یک غذا را نچشیده اید نسبت به آن نظر خوبی نداشته باشید ولی وقتی آن را خوردید ممکن است که نظرتان عوض شود .
گاهی اوقات اجازه استفاده از وسیله ای و یا اجازه خوردن چیزی خود می تواند مشوق باشد . ممکن است کودک از اینکه به او اجازه بدهند آزاد باشد لذّت ببرد که این امر می تواند خود یک مشوق قوی باشد .
گاهی اوقات مشوقها در اثر اشباح شدن کودک اثر خود را از دست می دهند . این امر وقتی اتفاق می افتد که کودک با مقدار زیاد و به صورت نامناسب مشوقی را دریافت کرده باشد . برای جلوگیری از این مسئله بهتر است علاوه بر دقت در مقدار و نحوه مشوق دادن ، مدتی نیز مشوق مورد نظر را از برنامه کودک حذف کنید . ممکن است در ابتدا این کار مشکل باشد زیرا کودک هنوز اصرار بر استفاده از آن را دارد . شما با این کار همچنین می توانید باعث شوید تا مشوق های کم ارزشتر برای کودک ارزشمند تر شده و آنها را نیز استفاده کنید . نکته مهمتر که باید بدانید این است که مشوقها چه آنها که کودک بیشتر دوست دارد و چه آنها که کمتر دوست دارد بایستی همگی در یک چرخه قرار گیرند تا علاوه برایجاد تنوع از اشباح شدن کودک از تعداد معدودی مشوق جلوگیری شود . همچنین توصیه می شود از مشوقهای بسیار قوی کمتر استفاده شود تا ارزش آنها ( برای مواقع ای که کودک مقاومت زیادی از خود نشان می دهد ) حفظ شود . مثلاً اگر کودکی برای نشستن و توجه مقاومت از خود نشان می دهد شما می توانید مشوق قوی خاصی را در نظر بگیرید و از آن فقط برای همین مورد استفاده کنید تا کودک از شما اطاعت کند . این مشوق خاص و قوی نباید در مواقع دیگر و برای کارهای دیگر استفاده شود زیرا ممکن است اثر خود را از دست بدهد و شما نتوانید توجه و تمرکز کودک را (که از عوامل بسیار مهم در آموزش است) بدست آورید. به همین خاطر اغلب از والدین خواسته می شود تا از دادن برخی خوراکیها و اسباب بازی ها در غیر از ساعات آموزشی به کودک خودداری کنند تا استفاده از آنها محدود به جلسات تمرین شده و ارزش خود را حفظ کنند .
از دیگر نکات مهم برای افزایش تعداد مشوقها همراه کردن تشویقهای کلامی و عادی با مشوقهای مخصوص کودک می باشد به این ترتیب که مثلاً همراه با دادن شکلات به کودک می توانید از عباراتی مانند " آفرین " استفاده کنید . با این کار علاوه بر آشنائی کودک با مشوقهای طبیعی و معمول بعد از مدتی کودک از آنها نیز به عنوان مشوق به تنهائی لذّت خواهد برد .
کلاسه بندی مشوقها
مشوقهای مختلف دارای ارزشها و قدرتهای مختلف هستند. بعضی از آنها را کودک فقط دوست دارد و برای بعضی دیگر حاضر است هرکاری بکند . لازم است شما لیستی از مشوقهای کودک را آماده بکنید و سپس نسبت به اهمیّت ، آنها را درجه بندی کنید . به این ترتیب شما خواهید توانست از مشوقهای مخصوص و حیاتی در مواقع مخصوص و حیاتی استفاده کنید . همچنین با این کار علاوه بر استفاده درست از مشوقها می توانید انگیزه کودک را برای انجام کارها بیشتر کنید .
انتخاب برنامه های تشویق
به طور معمول در ابتدای برنامه درمانی مشوقها به دفعات زیاد مورد استفاده قرار می گیرند . در مراحل اولیه ممکن است که نیاز باشد تا شما هر چند دقیقه یکبار به کودک خود مشوق بدهید تا از انجام رفتارهای اختلالی پرهیز کند و مهمتر اینکه رفتار مناسب از طرف کودک بایستی بلافاصله مورد تشویق قرار بگیرد. دقت کنید که مشوق انجام کار مناسب از مشوق عدم انجام رفتار اختلالی باید قویتر باشد ( البته به خاطر داشته باشید که اینجا منظور مشوق بعد از رفتار اختلالی نیست و منظور تشویق عادی بودن و آرام بودن است ) . همچنین به خاطر داشته باشید که هدف نهائی این است که مشوقها به میزان و دفعات طبیعی به کودک داده شوند. در ابتدا لازم است که شما از مشوقها به دفعات زیاد استفاده کنید ولی بایستی هر چه زودتر مقدار و میزان آنها را کم کرده و به حالت عادی برسید (البته این کار نباید باعث لطمه به برنامه درمانی و پیشرفت کودک بشود ) .
در ابتدا برنامه مشوق دادن باید به گونه ای باشد که از بروز رفتارهای اختلالی ( که مانع توجه و تمرکز کودک می شوند ) ممانعت کند . مثلاً اگر کودک حدود هر 15 دقیقه یکبار از خود رفتار اختلالی نشان می دهد شما باید قبل از این زمان با مشوق کودک را برای آرام بودن و عدم بروز این رفتارها تشویق کنید . یکی از علل شکست برنامه های تشویق ممکن است طولانی بودن زمان بین مشوقها باشد . به این ترتیب که کودک مشوق را به موقع و قبل از انجام رفتار اختلالی دریافت نمی کند و او متوجه نمی شود که مشوق برای چه منظور به او داده شده است . اگر کودک برنامه تشویق ضعیفی داشته باشد انگیزه همکاری و انجام تمرینات را به اندازه کافی نخواهد داشت و پیشرفت کودک کم خواهد بود . اگر مشاهده می کنید که برنامه تشویق مؤثر نیست بهتر است که از مشوقهای قویتر استفاده کنید . به خاطر داشته باشید که هیچگاه مشوق های قوی را از ابتدا به کودک ندهید و آنها را برای مواقعی که مشوقهای دیگر کارائی ندارند نگاه دارید .
در اینجا ما به نمونه ای از برنامه تشویقی روزانه اشاره می کنیم و البته باید به خاطر بسپارید که کودکان اُتیستیک با هم فرق دارند و باید با شناخت کافی از کودک اقدام به برنامه ریزی تشویقی کنید .کوتاه ترین زمان بین مشوقها می تواند از 30 ثانیه تا 15 دقیقه باشد ( متناسب با بروز رفتارهای اختلالی کودک )و مشوقهای قویتر را در فواصل طولانی تر به کودک داده ایم .
در 5 دقیقه اول : کشمش و یا شکلات
در 15 دقیقه : نصف لیوان آب میوه
در نیم ساعت : 5 دقیقه بازی با اسباب بازی مورد علاقه
در یکساعت اول : پخش موسیقی مورد علاقه
در طی نیم روز : پخش ویدئو و فیلم مورد علاقه
در طول روز : یکبار کودک را به گردش ببرید



قوانین دادن مشوق
شاید به جرأت می توان گفت که یکی ازمهمترین مباحث روانشناسی کودکان مسئله مشوق است.
مشوقها نه تنها کودکان را ترغیب به انجام کارهای خواسته شده از طرف تراپیست می کنند بلکه می توان به وسیله آنها عادات رفتاری کودکان را نیز تغییر داد .
مشوقها در طول روز برای همه ما فراهم می شوند .معلّمها ، والدین ، کارفرما ها ، و مربیان همگی از مشوقها استفاده می کنند . البته شاید افرادی که ذکر کردیم هیچگاه نحوه درست استفاده از مشوق را ندانند ولی اثرات آنرا به خوبی دریافته اند .برای اینکه بتوان از مشوقها به نحو مطلوب استفاده کنیم باید قوانین آن را بیاموزیم . قوانینی که در زیر به آنها اشاره می کنیم تمامی قوانین مشوقها را شامل نمی شود و ما در اینجا سعی کرده ایم که مهمترین آنها و مؤثرترین آنها را برای شما بازگو کنیم .
1-مشوقها باید باعث تشویق کودک شوند
گاهی اوقات ما تصور می کنیم که چیزهائی را که ما دوست داریم سایر افراد نیز دوست دارند ولی حقیقت چیز دیگری است زیرا افراد دارای سلیقه ها و عقیده های مختلف هستند . به همین خاطر بهتر است در کودکان اُتیستیک بررسی های جامع انجام شود تا مشخص شود کودک خود به چه چیزهائی علاقه دارد در غیر این صورت ممکن است کودک به علّت نداشتن علاقه به مشوقهای در نظر گرفته شده پیشرفت چندانی در برنامه درمانی نداشته باشد . بهتر است در مورد مشوقهای انتخاب شده و درجه بندی آنها بیشتر دقّت کرده و چیزهائی را که کودک به آنها تمایل دارد انتخاب کنیم . لازم است که نوع مشوقها و نحوه دادن آنها به طور پیوسته مورد ارزیابی قرار بگیرند تا در مواقع لازم در نوع و کیفیّت آنها تغییرات لازم را ایجاد کنیم . فراموش نکنیم که مشوقها عامل به حرکت درآوردن کودک و انگیزه او برای انجام کارها و تمرینات می باشند . بهتر است برای انتخاب مشوق سؤالهای زیر را از خود بپرسید :
آیا کودک با دیدن مشوق مورد نظر خوشحال می شود ؟
آیا اگر به کودک حق انتخاب بدهید از بین چند انتخاب مشوق فوق را انتخاب خواهد کرد؟
و بهترین نتیجه را وقتی می گیرید که ببینید کودک برای رسیدن به آن مشوق کار خواسته شده از او را انجام می دهد . دوباره تأکید می کنیم که لازم است همیشه بررسی کنید که آیا مشوق های مورد استفاده ارزش و کارائی قبل را دارند یا نه و اگر جواب منفی بود سعی شود از مشوقهای جایگزین استفاده شود .
2-مشوقها باید مشروط باشند
مشوقهای در نظر گرفته شده برای کودک فقط باید در هنگام تمرینات و برای کار خواسته شده استفاده شوند.مراقب باشید تا کودک در غیر از مواقع تمرینات به مشوقهای برنامه دسترسی پیدا نکند زیرا ممکن است مشوقها در هنگام برنامه آموزشی اثر خود را از دست بدهند .پس بهتر است مشوقهائی را در نظر بگیرید که می توان آنها را محدود به زمان آموزش کرد و کودک آنها را در غیر از مواقع آموزش نمی تواند بدست آورد .البته در این مورد یک استثناء وجود دارد : بهتر است مشوقهائی که کودک تمایل کمی به آنها دارد را گاهی به راحتی در دسترس او قرار بدهید تا به این ترتیب در غیاب مشوقهای مورد علاقه او ، کودک از آنها استفاده کرده و به آنها علاقه مند شود . پس از مدتی که کودک به این مشوقها دلبستگی پیدا کرد می توانید آنها را نیز جزو لیست مشوقها قرار داده و به این ترتیب موارد مشوق ها را افزایش دهید .
3-از انواع مختلف مشوقها باید استفاده شود
شما می توانید با افزایش تعداد مشوقها احتمال اشباح شدن کودک از چند مشوق معدود را از بین ببرید.با افزایش تعداد و نوع مشوقها ارزش آنها و تمایل کودک به استفاده از آنها کم نمی شود. همچنین تعداد زیاد مشوق کار شما برای درجه بندی و استفاده از مشوقهای قویتر را راحت تر می کند . در صورتیکه کودک شما به مشوقهای خاصی علاقه نشان می دهد سعی کنید که آنها را به صورت گردشی با مشوقهای دیگر استفاده کنید . همچنین فراموش نکنید که همیشه به اندازه نیاز به کودک مشوق بدهید .هر گاه تعدادمشوقهای کودک محدود باشد سعی کنید قویترین آنها را برای کارهای مهم و مواقع خاص کنار بگذارید .
4-مشوقهای اجتماعی باید همراه با مشوقهای اولیه به کودک داده شوند
حتی اگر کودک از مشوقهای اجتماعی ( مانند لبخند ، آفرین ، و تحسین ) چیزی را درک نمی کند شما بایستی آنها را به همراه مشوقهائی که کودک دوست دارد استفاده کنید و مطمئن باشید که در نهایت کودک آنها را درک کرده و از آنها نیز لذّت خواهد برد . به این ترتیب شما می توانید به تدریج مشوقهای اجتماعی را جایگزین مشوقهای خوراکی و غیر معمول کرده و در نهایت کودک را به حدی برسانید که مانند کودکان عادی عمل کند .
5-به طور دائم به فکر افزایش تعداد مشوقها و تشخیص آنها باشید
هر روز در اطراف خانه جستجو کنید و ببینید از چه چیزهائی می توانید برای کودک مشوق جدیدی ایجاد کنید . شما می توانید به کارهای تکراری کودک دقّت کنید تا ببینید کودک با چه نوع فعّالیت هائی بیشتر ارضاء می شود و سپس کارهائی را که از آن نوع می باشد برای کودک به عنوان مشوق انتخاب کنید . مثلاً اگر کودک با کارهای خود تحریکی دیداری خود را مشغول می کند ممکن است از اسباب بازی که در آن گوی کوچکی به این طرف و آن طرف می رود خوشش بیاید و یا بطری هائی که در آنها مایع رنگی وجود دارند . کودکی که از خود تحریکی صوتی لذّت می برد ممکن است از موسیقی و آلات موسیقی استقبال کند . اسباب بازی هائی که اتوماتیک بوده و با فشردن دکمه ای کار بخصوصی انجام می دهند اغلب کودکان را به خود جلب می کنند و اگر چند کار انجام می دهند ممکن است برای مدتها کودک را از خود بیرون آورده و به بازی ترغیب کنند . بهتر است از اسباب بازی هائی استفاده کنید که حواس پنجگانه کودک را تحریک می کنند ( اسباب بازی هائی که نور ، صدا و حرکت دارند ) .
16-از مشوقهائی استفاده کنید که متناسب با سن کودک باشند
در صورت اجرای این نکته می توانید به کودک کمک کنید تا مورد قبول همسالان خود واقع گردد . همچنین تشویق کودک حالت عادی پیدا کرده و کمتر توجه کسی را جلب می کند . در صورت استفاده از این نکته شما باعث می شوید تا افراد دیگر نیز با کودک مانند همسالان او برخورد کنند . کودک نیز می تواند احساسی همانند احساس همسالان خود داشته و علاقه بیشتری برای فعالیّت های مناسب سنّ خود پیدا کند . و در آخر به کار بستن این نکته باعث می شود تا کودک از مشوقهای معمول در شرایط معمولی بهره برده و تشویق شود .
7-از مشوقهای غیره منتظره سود ببرید
در بسیاری از موارد غیره منتظره بودن مشوق می تواند باعث افزایش اثر آن بشود . قرار دادن مشوقها در کیسه و یا جعبه و عرضه ناگهانی آن به کودک می تواند علاوه بر افزایش قدرت مشوق باعث ترغیب بیشتر کودک به ادامه تمرین و اطاعت از شما بشود .
8-در ابتدای برنامه مشوقها باید بلافاصله داده شوند
مشوقها می توانند بیشترین اثر را داشته باشند اگر در حدود نیم ثانیه بعد از انجام کار خواسته شده به کودک داده شوند . به این ترتیب شما به خوبی می توانید رابطه مشوق و انجام کار خواسته شده را به کودک بفهمانید . این روش بخصوص وقتی که کودک فرامی گیرد که چگونه بیاموزد بسیار اهمیّت دارد . اگر مشوق بلافاصله به کودک داده شود احتمال اینکه کودک فکر کند مشوق برای کار دیگری به او داده شده است را کاهش می دهد ( کارهای ناخواسته ای که در بین زمان انجام کار خواسته شده و دریافت مشوق اتفاق می افتد ) . البته فراموش نشود که در طول برنامه درمانی به تدریج این زمان باید متناسب و حساب شده افزایش پیدا کند تا به حدّ طبیعی برسد.
9-روش تشویق باید مداوم باشد
اگر این روش تداوم داشته باشد باعث می شود که کودک در انجام کارهای خواسته شده از او همکاری کرده و پیشرفت رضایت بخشی داشته باشد . اگر در برابر فعالیّت های مناسب به کودک مشوق داده نشود و یا اینکه در برابر فعالیّت های نا مناسب کودک مشوق دریافت کند پیشرفت برنامه درمانی مختل شده و نتیجه لازم بدست نخواهد آمد .
10-مشوقها باید به تدریج حذف شوند
هر چه دادن مشوقها به کودک بیشتر طول بکشد حذف آنها نیز مشکلتر خواهد شد . وقتی که شما شروع به کاهش مشوقها کردید ممکن است گاهی اوقات به علّت پس رفت کودک مجبور شوید که در برخی موارد دوباره مقدار مشوق را افزایش دهید . همینطور با کم کردن مشوقها و افزایش توقع از کودک باید مشوقهای باقی مانده قوی و مؤثر باشند تا کودک به ادامه برنامه علاقه نشان داده و از هرگونه پرخاشگری و عصبانیّت کودک جلوگیری شود .
11-در ارائه مشوق به زمان دقّت کنید
نباید زمان دادن مشوق به نحوی باشد که کودک از تمرین فاصله بگیرد همچنین نباید زمان بین کار انجام شده و دادن مشوق زیاد باشد . شما می توانید فواصل زمانی خالی را با دادن مشوقهای کلامی و حالات صورت پُر کنید . مثلاً اگر کودک کار خواسته شده را انجام داد و شما فرصتی لازم دارید تا مشوق را برای کودک بیاورید می توانید با لبخند و گفتن آفرین کودک را متوجه تشویق خود کرده و ذهن او را تا دادن مشوق مربوطه مشغول کنید تا از انجام کارهای ناخواسته دیگر باز دارید .
12-در ابتدای برنامه هنگام تشویق نام کار و تمرین انجام شده را نیز ذکر کنید
با این کار شما به کودک می آموزید که برای چه کاری مشوق دریافت می کند و می توانید احتمال تکرار آن را از طرف کودک افزایش دهید .همچنین با این کار ارتباط مشوق با تمرین و کار انجام شده را به کودک می فهمانید . با اجرای این روش خود شما نیز هدف از تمرین را فراموش نخواهید کرد .
13-به مرور زمان از مشوقهای طبیعی استفاده کرده و مشوقهای غیر عادی را حذف کنید
با استفاده از مشوقهای معمولی شما به کودک کمک می کنید تا از شرایط عادی نیز لذّت برده و عادی به نظر برسد . همینطور در صورت عدم جایگزینی مشوقهای غیر عادی با مشوقهای معمولی ممکن است در صورت نبود مشوقهای خاص ،کودک رفتارهای اختلالی از خود نشان داده و پرخاشگری کند .
14-از مشوق به عنوان رشوه استفاده نکنید
به کودک قبل از انجام کار و یا تمرین خواسته شده وعده مشوق ندهید .وقتی که کودک از خود رفتار های اختلالی بروز می دهد به او وعده مشوق را برای توقف رفتار اختلالی ندهید . در زمان رفتار های نامناسب و بعد از پایان آنها نیز به کودک مشوق ندهید . تمام این کارها باعث می شوند که کودک بیاموزد برای بدست آوردن مشوق می تواند شما را با رفتارهای اختلالی تحت فشار گذاشته و به هدف خود برسد .
کودک باید بفهمد که مشوق همیشه در قبال انجام کار و تمرین خواسته شده است و نه چیز دیگر.
15-از مشوقهائی با تأثیرات و قدرتهای مختلف استفاده کنید
در صورت استفاده از مشوقهائی که اثرات مختلف دارند می توانید به کودک بفهمانید که کدام کار درست و کدام کار درست تر است . برای کارهای موفّق و ایده آل از قویترین مشوقها استفاده کنید و برای کارهائی که به خواسته شما نزدیک هستند از مشوقهائی با قدرت کمتر استفاده کنید.


نوشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 11:2 صبح توسط امین فرهادی نظرات ( ) |


درمان اختلالات طیف اتیسم
متاسفانه، هیچ استاندارد طلایی برای درمان اتیسم وجود ندارد. برخلاف بیشتر بیماریها، بندرت علت اتیسم شناسایی می شود. از سوی دیگر، هر فرد مبتلا به اتیسم علائم مختلف جسمانی، هیجانی، رفتاری و اجتماعی را از خود بروز می دهد. با وجود چنین شرایطی، تا 20 سال قبل توجه کمی توسط جامعه پزشکی نسبت به درمان این اختلالات اعمال می شد.
علاج قطعی وجود ندارداما گزینه های زیادی وجود دارد
در حال حاضر، هیچ علاج قطعی برای درمان اتیسم در دسترس نیست. این به این معنی است که بیشتر متدهای درمانی که ادعا می کنند به احتمال زیاد معتبر نمی باشند. البته به این معنی نیست که علائم اتیسم نمی توانند تعدیل شوند.
گفته می شود شیوه های اصلی درمان اتیسم که به اغلب بیماران توصیه می شود محدود است. البته، انواع گوناگونی از گزینه های درمانی با دسته بندی های رشدی، رفتاری، دارویی، بیومدیکال و آموزش وجود دارد. برخی از این شیوه ها بخوبی جا افتاده اند و بعضی خوب شناخته شده اند. معهذا سایر روشها هنوز بحث انگیز هستند و تحقیقات کافی در مورد آنها انجام نشده است. هرچند که این موضوع به معنی بی اثر بودن آنها نیست.
کاردرمانی در اتیسم: اصول پایه
براساس تعریف انجمن کاردرمانی امریکا، کاردرمانی  درمان ماهرانه ای است که به افراد  کمک می کند تا به استقلال درهمه جنبه های زندگی خود دست یابند. کاردرمانی کمک می کند تا مردم مهارتهای حرفه ای لازم در زندگی را برای کسب استقلال و رضایت مندی در زندگی را بدست آورند. اغلب اوقات کاردرمانگران با افراد صدمه دیده برا ی کسب مجدد توانایی، استفاده از دستها در فعالیتهای مختلف زندگی روزانه، توانایی نوشتن و مراقبتهای شخصی، کار می کنند.
در مورد اتیسم، کاردرمانگران امروزه بطور وسیعی دامنه فعالیت های حرفه ای خود را گسترش داده اند. در گذشته کاردرمانگران ممکن بود برا ی مثال در زمینه بهبود مهارت نوشتن، لباس پوشیدن و غیره در رابطه با کودکان اتیسم فعالیت نمایند.اما از آنجایی که افراد مبتلا به اتیسم کمبودهای اساسی در مهارتهای شخصی و اجتماعی مورد نیاز برای یک زندگی مستقل دارند، کاردرمانگران امروز شیوه هایی را برای رفع این نیازها بکار می برند، برای مثال:
فراهم کردن مداخلاتی  که به کودک کمک نماید تا به تحریکات حسی پاسخ مناسب را بدهد. این مداخلات ممکن است شامل تاب دادن، برس زدن، بازی روی توپ مخصوص و تمام فعالیت هایی باشد که از طریق آن کودک بتواند بدنش را در فضا بهتر کنترل نماید.
- تسهیل فعالیت های بازی که تعامل و ارتباط با دیگران را آموزش می دهد و به آن کمک می کند. برای کاردرمانی در زمینه اتیسم می توان از بازی درمانی های ساختار یافته به صورت ویژه و تخصصی استفاده نمود تا مهارتهای هیجانی، هوشی و حتی جسمانی را بهبود ببخشد.
- اتخاذ استراتژی هایی برای کمک به افرادی که از یک مرحله به مرحله دیگر در گذر هستند. برای یک کودک مبتلا به اتیسم ممکن است شیوه های مناسبی استفاده شود که بتواند  جابجایی و انتقال ازمدرسه به خانه را بهتر کنترل کند. در مورد یک فرد بزرگسال مبتلا به اتیسم این مساله ممکن است مهارتهای شغلی و مهارتهای آشپزی را در بر بگیرد.
- استفاده از شیوه های تطابقی و استراتژیها برای جبران ناتوانی هایی بارز (برای مثال آموزش استفاده از کی بورد زمانی که آموزش نوشتن با دست امکان پذیر نیست و با انتخاب یک جلیقه سنگین برای افزایش تمرکز و غیره). علاوه بر این،  پزشک متخصص اطفال می تواند به والدین در شناساندن مداخلات زودهنگام و قابل دسترس که از طریق مراکز توانبخشی و پزشکی ارائه می شوند، کمک نماید. افراد بزرگسال اتیسم می توانند از طریق مراکز توانبخشی خصوصی و دولتی به کار درمانی دسترسی پیدا کنند.



شیوع
متوسط نسبت اختلال اتیستیک در بررسی های همه گیری شناسی 5 مورد در هر 10 هزار نفر است , دامنه گزارشها از 2 تا 20 مورد در هر 10 هزار نفر متغیر است. معلوم نیست که نسبت های بالاتر ناشی از تفاوتها در روش شناسی است یا ناشی از افزایش فراوانی این اختلال.



دوره یا سیر
به طور مشخص اغاز اختلال اتیستیک پیش از سن سه سالگی است. در بعضی موارد والدین گزارش می دهند که از هنگام تولد کودک یا اندکی پس از تولد وی نگران شده اند زیرا کودک به تعامل اجتماعی علاقه ای نشان نداده است. جلوه های این اختلال در دوره شیر خوارگی و قبل از سن دو سالگی بسیار ظریف و تعریف انها بسیار مشکل است. در موارد اندکی ممکن است گزارش شود که کودک  تا یک سالگی ( و یا حتی دوسالگی ) رشد عادی داشته است, اختلال اتیستیک دوره پیوسته ای را طی  می کند. در  کودکان دبستانی یا نوجوانان پیشرفتهای رشد در بعضی زمینه ها عادی است ( مانند افزایش علاقه به کارهای اجتماعی در زمانی که کودک به سن مدرسه می رسد) .
بعضی از افراد در طی نوجوانی از لحاظ رفتاری رو به تباهی می روند در صورتی  که بعضی رو به بهبود می گذارند . مهارتهای زبانی ( مانند وجود گفتار ارتباطی ) و سطح کلی هوش مهمترین عوامل در رابطه با پیش اگهی نهایی به شمار می روند . مطالعات پیگیری موجود حاکی از ان است که تنها در صد بسیار اندکی از افرادی که اختلال اتیستیک دارند در بزرگسالی قادر به زندگی و کار مستقل هستند. درحدود یک سوم موارد به درجه ای از استقلال نسبی می رسند . بزرگسالان دچار به اختلال اتیستیک که کارکرد سطح بالایی دارند به طور اخص در تعامل و روابط اجتماعی با مشکلاتی روبرو بوده و علائق و فعالیتهای انان بسیار محدود است.



الگوی خانوادگی
همشیرهای افراد دچار به اختلال اتیستیک برای ابتلا به این اختلال یا خطر فزاینده ای روبرو هستند. در حدود 5 درصد همشیریها نیز این اختلال رخ می دهد . همچنین در همشیرهایی که دچار این اختلال می شوند. خطر مشکلات رشد گوناگون وجود دارد.
علل اتیسم
اگرچه عامل اتیسم ناشناخته است, فرضیه هایی در زمینه وجود اختلال در تحول مغز مطرح شده است . از سوی دیگر در زمینه عوامل محیطی نیز فرضیه هایی مطرح شده اند که به برخی از انها اشاره می شود.
نابهنجاری های عصب زیست شناختی :
 در مورد نابهنجاری های عصب زیست شناختی شواهد متناقضی وجود دارد. برخی از ازمایش های عصب شناختی بر احتمال وجود علایم اختلال درکارکردهای مغز تاکید کرده اند و برخی بر وجود رابطه میان اتیسم با صرع و عقب ماندگی ذهنی صحه گذاشته اند.
نابهنجاری های ساختاری مغز :
 ساختار مغز معمولا با ازمایش مغز افرادی که فوت می کنند, مطالعه می شود. روی هم رفته اناتومی مغز بزرگ سالم به نظر می رسد ولی نابهنجاری هایی مشاهده می شود که بیشتر انها در مخچه و لوب گیجگاهی و سیستم لیمبیک وجود دارد. در لوب های پس سری , اهیانه ای و گیجگاهی افزایش حجم مشاهده می شود . افزایش حجم مخچه نیز گزارش شده است که با یافته های پیشین تناقض دارد.
کارکرد مغز :
الگوی هماهنگی از نابهنجاری های کارکرد مغز افراد اتیستیک مشاهده نشده  است. کارکرد مغز از طریق اندازه گیری پاسخ به محرک های خاص نیز ارزیابی شده است. نتایج نشان داده اند که نابهنجاری هایی در سطوح بالای پردازش درون داد حسی و برخی از کارکردهای حرکتی وجود دارد مشاهده می شود .
مطالعه خانواده های کودکان اتیسم نشان عوامل ژنتیک:
 بررسی نقش عوامل ژنتیک در بروز اتیسم کار ساده ای نیست , زیرا اتیسم به ندرت در نسل ها دیده شده است که اتیسم بین 2 تا 7 درصد میان فرزندان این خانواده ها رایج است.
مطالعات دیگر نیز بر روی افرادی صورت گرفته که  از نظر ژنتیکی به یکدیگر نزدیک اند. نتایج نشان داده است که اولا اتیسم در مقایسه با سایر اختلالات نافذ رشد در اعضای خانواده ها بیشتر مشاهده می شود . ثانیا در مواردی اعضای خانواده در مهارت های اجتماعی و ارتباطی مشکل نشان می دهند و رفتارهایی تکراری دارند که به اتیسم شباهت زیادی دارد ولی برای تشخیص ان کفایت نمی کند . مکانیسم عمل ژن ها در انتقال اتیسم مشخص نیست.
اسیب های قبل و پس از تولد:
 بررسی ها نشان داده اند که زمان بارداری مادر و تولد( از نظر فصل ) کودک با خطر ابتلا به عفونت های ویروسی, سطح تستوسترون و مانند ان رابطه دارد. با وجود این پژوهش ها رابطه میان اتیسم و فصل تولد خاصی را نشان نداده اند.
واکسن ها و شرایط نظیر PKU وسندرم X شکننده رابطه نشان داده اند.
روش های فرزند پروری :
کانر و کانروایسنبرگ به مطالعه خانواده های کودکان اتیستیک پرداخته و اظهار داشتند , خانواده های کودکان اتیستیک اغلب هوش بالا دارند و با فرزندان خود به طور ماشینی و سرد برخورد می کنند . انها خانواده های یخچالی را موجب بروز اسیب در مهارت های اجتماعی می دانند. بر طبق نظریه روان تحلیل گری اتیسم از طرد فرزندان یا وجود اسیب در خانواده ناشی می شود. البته مطالعات تجربی این نظریه ها را حمایت نکرده اند. والدین کودکان اتیستیک با والدین کودکان بهنجار تفاوت معناداری ندارند ولی در درمان انها نقش به سزایی دارند.



تشخیص افتراقی
در جریان رشد بهنجار ممکن است دوره هایی از واپس روی در رشد مشاهده شوند که از لحاظ شدت و دوام واپس روی به اختلال اتیستیک نمی رسند. اختلال اتیستیک را باید از سایر اختلالهای فراگیر رشد متمایز کرد. تفاوت اختلال رت با اختلال اتیستیک در نسبت شیوع ان در دو جنس و الگوی نارساییها است. اختلال رت تنها در دختران شناسایی شده اما اختلال اتیستیک بیشتر در پسران ظاهر می شود. در اختلال رت الگوی خاصی از کاهش رشد سر , از دست دادن مهارتهای یدی هدفمندی که قبلا کسب شده اند و ظهور هماهنگی ضعیف در حرکات پاها و تنه دیده می شوند. افرادی که اختلال رت دارند بویژه در سالهای پیش دبستانی ممکن است مانند اختلال اتیستیک در تعامل اجتماعی دچار مشکل باشند ولی این مشکلات موقتی یا گذرا به نظر می رسند. اختلال اتیستیک از اختلال از هم پاشیدگی کودکی که در ان واپس روی رشد در زمینه های چندگاه کارکرد های الگوی خاصی دارد و پس از دو سال رشد بهنجار رخ می دهد, متمایز است. در اختلال اتیستیک نابهنجاریهای رشد معمولا طی نخستین سال زندگی ظاهر می شوند. چنانچه در مورد وضعیت رشد در اوایل زندگی اطلاعاتی در دست نباشد و یا وقتی که امکان ثبت دوره رشد بهنجار وجود نداشته باشد باید تشخیص اختلال اتیستیک را مطرح کرد. اختلال اسپرژر را می توان با توجه به فقدان تاخیر در رشد زبان از اختلال اتیستیک متمایز کرد. اگر ملاکهای موجود با اختلال اتیستیک مطابقت کنند, تشخیص اختلال اسپرژر مطرح نمی شود.
اسکیزوفرنیا با شروع در دوره کودکی معمولا پس از سالها رشد بهنجار یا نزدیک به بهنجار ظاهر می شود . چنانچه در فردی که اختلال اتیستیک دارد, ویژگی های اسکیزوفرنیا همراه با یک دوره فعال از نشانه های برجسته یعنی هذیانها یا توهمهایی که حداقل یک ماه دوام یابند دیده شود, می توان یک تشخیص اضافی اسکیزوفرنیا را هم مطرح کرد.
در لالی انتخابی کودک معمولا دارای مهارتهای ارتباطی مناسب در زمینه های خاص بوده و فاقد اختلال شدید در تعامل اجتماعی والگوهای محدود رفتاری همراه با اختلال اتیستیک است. در اختلال زبان بیانی و اختلال زبان مختلط دریافتی بیانی, مشکلاتی در زبان وجود دارد که با اسیب کیفی تعامل اجتماعی و الگوهای رفتار محدود , تکراری و کلیشه ای همراه نیست. گاهی به سختی می   توان تعیین کرد که ایا یک تشخیص اضافی اختلال اتیستیک در مورد فردی که عقب ماندگی ذهنی دارد, قابل توجیه است یا نه, به ویژه اگر عقب ماندگی ذهنی شدید یا عمیق باشد. تشخیص اضافی اختلال اتیستیک برای مواردی حفظ می شود که مهارتهای ارتباطی و اجتماعی دارای اختلال کیفی است و رفتارهای خاصی با مشخصه اختلال اتیستیک وجود دارند. حرکتهای کلیشه ای از ویژگیهای اختلال اتیستیک بوده و زمانی که به عنوان بخشی از جلوه اختلال اتیستیک توجیه بهتری داشته باشند, یک تشخیص اضافی اختلال حرکت کلیشه ای مطرح نمی شود. در اختلال اتیستیک نشانه های فعالیت افراطی و فقدان توجه اغلب دیده میشود , اما اگر اختلال اتیستیک وجود دارد تشخیص اختلال کاستی توجه بیش فعالی گذاشته نمی شود.



اختلال عملکرد اجرایی در کودکان اتیسم
در سال های اخیرتئوری های شناختی برای یافتن رابطه ی مغز و رفتار در کودکان مبتلا به اتیسم از موارد مطالعاتی دانشمندان بوده است . یکی از این تئوری ها ی شناخته شده تئوری فرضیه ی نقص ذهن می باشد . در این فرضیه گفته می شود که یک نقص در یکی از اجزای هوش اجتماعی می تواند باعث ناتوانی در فهم جنبه های اساسی در ارتباطات شود.
جنبه های غیراجتماعی اتیسم توسط تعدادی از تئوری های شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند. یکی از این تئوری ها ، تئوری همبستگی مرکزی است که می تواند برای تعدادی از الگوهای توانمندی و ضعف در اتیسم به کار رود و این تئوری مرتبط است با نوعی پردازش اطلاعات به صورت فراتراز شکل خام آن که برای معانی سطوح بالاتر است.
در طول دهه ی اخیر تئوری دیگری در مورد اتیسم مطرح شده است که در توضیح بعضی از رفتارهای روزانه ای که در افراد اتیسم دیده می شود موفق بوده است و توسط تئوری های دیگر تأیید شده است. تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است که ارزشمندترین کاری که تاکنون در این زمینه صورت گرفته است توسط ازونوف و راسل است.
در این قسمت مختصری در مورد این تئوری که با نام تئوری عملکرد اجرایی صحبت می کنم.
عملکرد اجرایی ؛به طور کلی عملکردهایی چون برنامه ریزی ، حافظه ی عملکردی ، کنترل تکانه ، مهار و قابلیت تغییر و انعطاف ذهنی و نیز شروع و اجرای عملکرد است.
 
از پیش این عملکردها را عمدتاً با عملکرد لوب فرونتال مغز و کورتکس پری فرونتال مرتبط دانسته اند . این عملکردها درواقع توانایی جدا شدن از شرایط محیطی را برای انجام عملی دیگر فراهم می کنند. عملکردهای اجرایی در افرادی که دچار صدمه به لوب فرونتال هستند دچار نقص می شود و نیز در اختلالات پیشرونده ای که احتمالاً نقص مادرزادی در لوب فرونتال خود دارند. این اختلالات شامل اختلال نقص توجه و تمرکز، اتیسم، اختلال وسواسی-جبری، سندرم توره، فنیل کتونوریا و اسکیزوفرنیا است. البته قابل ذکر است که اختلال در این عملکردها می تواند در افرادی با صدمه به سایر قسمت های مغز هم دیده شود.
از سال 1989، سومین تئوری در زمینه ی اتیسم در تحقیقات به وجود آمد، که همانطور که گفته شد تئوری اختلال عملکرد اجرایی است. اوتا فریس نیز در ویرایش جدید کتاب خود که در زمینه ی اتیسم و مسائل مربوط به این اختلال می باشد، فضای خاصی را برای این تئوری در نظر گرفته است.
او معتقد است که یک اختلال عملکرد اجرایی توجیح کننده ی علائمی از قبیل حرکات تکراری و علایق محدود، حرکات کلیشه ای، فرآیندهای ذهنی و نیاز به یکسانی و عدم تغییر است.
 
تئوری اختلال عملکرد اجرایی با نقص در لوب فرونتال ارتباط دارد. اختلال عملکرد اجرایی در واقع بسیاری از مشخصات اتیسم را در ابعاد اجتماعی و غیراجتماعی را دربر می گیرد. مشکلات رفتاری ای که توسط این تئوری شناخته شده اند ؛ رفتارهای خشک و یکنواخت ، ضعف در شروع یک عمل جدید و تمایل به ادامه ی عمل پیشین هستند. رفتارهای تکراری در زندگی روزانه ی بسیاری از افراد مبتلا به اختلال اتیسم غالب هستند.
روشهای درمانی 
در ادامه ما به چند روش درمانی موجود برای کودکان اُتیستیک اشاره خواهیم کرد .این برنامه ها برای کودکان زیر 3 سال طراحی شده اند ولی می توان از آنها برای کودکان بزرگتر هم بهره برد . یادآور می شویم که این روشها برای آشنائی می باشد و این مبحث هیچ روشی را برای کودک شما توصیه نمی کند . همانطور که قبلاً ذکر کردیم انتخاب روش مؤثر باید با مشورت متخصص اُتیسم و در نظر گرفتن همه جوانب باشد . بسیار مهم است که شما خصوصیات ، اختلالات و سطح هوشی کودک خود را خوب بشناسید و در برنامه درمانی او روشهائی را که میتوانند بهترین نتایج را بدهند منظور کنید . ممکن است شما تمامی نیازهای درمانی کودک خود را در یک برنامه پیدا نکنید در این صورت بهتر است با مطالعه دقیق در سایر برنامه های درمانی روشهائی را که به کودک شما کمک می کنند انتخاب کرده و در برنامه درمانی او قرار دهید . تمامی متخصصین در امر اُتیسم معتقدند که تشخیص زودهنگام و شروع درمان در سنین کم بهترین نتایج را دربر خواهند داشت . اگر کودک هر چه زودتر در برنامه درمانی قرار گیرد ، زودتر هم به سطح رفتارهای عادی خواهد رسید . همچنین افراد متخصصی که بر روی کودکان اُتیستیک سالها کار کرده اند معتقدند هر چه برنامه درمانی منظم تر و دارای ساختار دقیقتری باشد می توان نتایج بهتری را بدست آورد . با توجه به مشکلات و اختلالات خاصی که در بیماران اُتیستیک مشاهده می شود یک برنامه درمانی مناسب باید این نیازها را برآورده کند : رشد و بهبود رفتارهای اجتماعی کودک ، توانائی برقراری ارتباط ، تصحیح رفتاری ، و بهبودی مشکلات مجموعه حواس پنجگانه . گاهی یک برنامه از متعلقات زیادی برای کمک به فرد اُتیستیک برخوردار است .برای مثال برنامه درمانی یک کودک می تواند شامل گفتار درمانی ، رشد و بهبود رفتارهای اجتماعی و دارو درمانی باشد و برنامه درمانی کودک دیگر از رشد و بهبود رفتارهای اجتماعی ، بهبود مجموعه حواس پنجگانه و تغییرات رژیم غذائی تشکیل شده باشد .



 


نوشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 11:2 صبح توسط امین فرهادی نظرات ( ) |

روش اِی بی اِی Applied Behavior Analysis
بسیاری از روشهای درمانی کودکان اُتیستیک بر پایه اصول این روش تهیه شده اند. اصل مهم این روش این است که رفتارهائی که مورد تشویق قرار بگیرند احتمال تکرار و افزایش خواهند داشت و رفتارهائی که مورد توجه قرار نگیرند احتمال حذف شدن آنها وجود دارد .اگر چه اِی بی اِی یک تئوری می باشد ولی بسیاری از مردم از این اصطلاح برای روشهائی که با این اصل کار می کنند استفاده می کنند . دو روش مهمی که بر پایه این اصل وجود دارند روش آموزش جزء به جزء و لوواس می باشند .
در روش آموزش جزء به جزء و روش لوواس هر تمرینی که به کودک داده می شود شامل یک دستور به کودک ، یک عمل از طرف کودک و یک عکس العمل از طرف درمانگر می باشد .این روش علاوه بر تصحیح رفتارهای کودک شامل آموزش مهارتهای جدید نیز از قبیل مهارتهای اولیه مانند خوابیدن و لباس پوشیدن تا مهارتهای پیشرفته مانند برخوردهای صحیح اجتماعی می باشد . این روش ، روشی بسیار دقیق و کامل است .در این روش معمولاً کودک بین 30 تا 40 ساعت در هفته به صورت انفرادی با درمانگر دوره دیده کار می کند . هر کار و مهارت جدید به اجزاء کوچکتری تقسیم می شود . هرگاه کار خواسته شده ازکودک به درستی انجام شود ، کودک مورد تشویق قرار می گیرد تا در کودک انگیزه تکرار آن و فرمانبری بیشتر شود . این روش با مخالفت هائی نیز روبرو شده است . برخی از متخصصین معتقدند که این روش به احساسات کودک لطمه می زند و مدت زمان آموزش آن در طول هفته تأثیرات ناخوشایندی بر خانواده میگذارد. به هر حال آمار و ارقام و تجربه نشان داده است که تکنیکهای اِی بی اِی نتایج مثبت و با ثباتی بر روی کودکان اُتیستیک داشته است .



TEACCH
این روش اولین روشی بود که در آمریکا برای کودکان اُتیستیک به کار گرفته شد . نام این روش مخفف عبارت ”درمان و آموزش کودکان اُتیستیک و ناتوانی های ارتباطی مرتبط با این بیماری “ می باشد .در این روش اعتقاد بر این است که محیط زندگی کودک باید با او تطبیق داده شود نه اینکه کودک با محیط تطبیق داده شود .در این روش از تکنیک خاصی استفاده نمی شود بلکه برنامه درمانی بر اساس سطح عملکرد کودک پایه ریزی می شود .توانائی های کودک بر اساس معیارهای آموزشهای روانی بررسی می شود و تکنیکهای درمانی در جهت بهبود ارتباط ، مهارتهای اجتماعی و انطباقی طراحی می شوند .در این روش به جای اینکه به کودک یک مهارت و توانائی خاص آموزش داده شود ، سعی بر این است که به کودک مهارتهائی آموزش داده شود تا بتواندمحیط اطراف خود و رفتارهای اطرافیان خود را بهتر درک کند .به عنوان مثال ، برخی از کودکان اُتیستیک هنگام احساس درد شروع به فریاد زدن می کنند ، در این روش سعی برآن است که به کودک آموزش داده شود تا هنگام احساس درد چگونه با برقراری ارتباط آن را به اطرافیان خود بفهماند . این روش نیز مخالفانی دارد و این مخالفان معتقدند که این روش خیلی خشک و پر شاخ و برگ است . همچنین ممکن است کودک اُتیستیک دریابد که در برابر عمل خواسته شده چه انتظاری از او می رود و فرا بگیرد که بدون فکر ، خلاقیّت و دقت جواب خواسته شده را اجرا کند .



Picture Exchange Communication Systems – PECS
روش ارتباط با تبادل تصویر


 یکی از مهم ترین اختلالات در کودکان اُتیستیک عدم توانائی در ارتباط می باشد. برخی از کودکان اُتیستیک ممکن است صحبت کردن را بیاموزند و برخی نیز ممکن است هیچگاه قادر به این کار نشوند .این روش ، روش مناسبی برای شروع گفتار و برقراری ارتباط در کودکانی است که قادر به صحبت کردن نمی باشند .در این روش بر پایه اصول اِی بی اِی ، به کودک آموزش داده می شود که چگونه می تواند نیاز های خود را از طریق دادن تصاویر برآورده کند.از امتیازات مهم این روش این است که ارتباط کودک ساده ،قابل فهم ، با تفکر و عمد می باشد . کودک تصویری را به شما می دهد و شما بلافاصله می توانید منظور او را دریابید . با این روش کودک می تواند با هر کسی ارتباط برقرار کند و تنها کاری که باید انجام شود گرفتن و دادن تصاویر است .
Floor Time
این روش توسط یک روانشناس کودک به نام ” استانلی گرین اسپن “ ارائه شده است .این روش بسیار شبیه بازی درمانی است . در این روش سعی بر این است که ارتباط کودک با یک فرد دیگر از طریق برنامه های دقیق بازی بیشتر و مؤثرتر شود. این روش شامل شش مرحله می باشد که کودک در مراحل طی آنها تقلید و چگونه یاد گرفتن را از یک بزرگتر فرا می گیرد و به عبارتی کودک باید نرده بام شش پله ای را طی کند .ممکن است کودکان در این روش با مشکلاتی نیز روبرو شوند مثلا به علت اختلالات حسّی در درک بعضی از تمرینات خواسته شده مشکل پیدا کنند و یا اینکه قادر به انجام برخی از تمرینات بدنی موجود در برنامه نشوند .در این برنامه والدین و درمانگران سعی می کنند تا پیشرفت کودک را از طریق مسیرهائی که کودک دوست دارد و با جهت دادن به این مسیرها ، فراهم کنند تا کودک بتواند شش مرحله پیشرفت موجود در این روش درمانی را طی کند.این روش به طور مجزا کودک را در بدست آوردن مهارتهای گفتاری و بدنی کمک نمی کند بلکه از نظر احساسی و روانی به کودک کمک می کند تا کودک بتواند درک بیشتری پیدا کرده و از طریق آگاهی و تجربه مهارتهای دیگر را نیز بدست آورد .معمولاً از این روش در کنار روشهای دقیق تر دیگر مانند اِی بی اِی در ساعات فراغت کودک استفاده می شود .
Social Stories داستانهای اجتماعی
این داستانها برای آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان اُتیستیک آماده شده اند . از طریق این داستانها به کودک آموزش داده می شود که چگونه احساسات ، منظور ، و برنامه های دیگران را درک کنند .در این روش یک داستان براساس یک موقعیّت و شرایط خاص با اطلاعات فراوان تهیه شده است که به کودک از طریق گوش کردن به آن کمک میشود تا بفهمد چه جواب یا عکس العمل مناسب را باید از خود نشان دهد . این داستانها معمولاً از سه جزء اصلی تشکیل می شوند : 1- اطلاعاتی در مورد افراد داستان ، مکان و اجزاء آن 2- احساسات و افکار افراد داستان 3- جوابها و عکس العملهای مناسبی که باید وجود داشته باشند . این داستانها باید بر اساس نیاز کودک برای او خوانده شوند و حتماً باید از قول اول شخص مفرد و در زمان حاضر باشند . این داستانها در صورت همراهی با تصاویر و موسیقی می توانند تأثیر بیشتری داشته باشند . بایستی داستانهای فراهم شده به گونه ای باشند که نقاط ضعف کودک را تصحیح کنند . مثلاً کودکی که از شرائط بخصوصی ترس دارد و یا اینکه در او ایجاد استرس می کند بهتر است داستانهای مناسبی در مورد این شرایط برای او گفته شود.
Sensory Integrationدرک مجموعه حواس
کودکان اُتیستیک اغلب از نظر حس های بدن خود دارای مشکلاتی می باشند . ممکن است این کودکان دارای آستانه تحریک بالا و یا پائین باشند و یا اینکه مغز آنها قادر نیست از اطلاعات بدست آمده توسط حواس پنجگانه آنها درک درستی از شرایط موجود بدست آورد . در این روش درمانی که می تواند توسط بازی درمان ، کاردرمان و یا گفتار درمان انجام شود به کودک کمک می شود تا بهتر از اطلاعات حسی بهره ببرد .مثلاً اگر کودک با حس لامسه خود مشکل دارد از کودک خواسته می شود تا اشیاء متفاوت با جنسهای متفاوت را لمس کرده و با آنها کار کند . موسیقی درمانی نیز جزئی از این روش است که توسط فرکانسهای متفاوت حساسیّت کودک را در برابر برخی اصوات کم و یا زیاد می کند . دکتر ” تِمپِل گراندین “ که خود یک بیمار اُتیسم بوده است دستگاهی را طراحی کرده است که با فشارهای متفاوت بر دست ، حس لامسه را بهبود می بخشد .قبل از اجرای این روش درمانی ، درمانگر حتماً باید کودک را به دقت زیر نظر گرفته و آشنائی کامل و دقیقی در رابطه با خصوصیات حسی کودک پیدا کند .
درمانهای رژیمی و داروئی
از آنجائی که اُتیسم یک طیف از بیماریهای مشابه است نمی توان گفت که یک درمان خاص برای همه این طیف می تواند مؤثر باشد . ولی به هر حال متخصصین و خانواده ها به این نتیجه رسیده اند که با استفاده از چند روش درمانی و یا ترکیبی از آنها می توان به کودکان اُتیستیک کمک کرد تا رفتارهای اختلالی آنها بهتر شده و عملکرد کلّی آنها پیشرفت کند . این ترکیب درمانی می تواند ترکیبی از روشهای روانشناسی و داروئی باشد . تاکنون داروئی یافت نشده است که از بروز اُتیسم جلوگیری کند و یا اینکه آنرا درمان کند ولی متخصصین و خانواده ها به تجربه دریافته اند که بعضی از داروهای استفاده شده در بیماری های دیگر ، در بهبود بعضی از اختلالات اُتیسم مؤثر می باشند . همچنین مشاهده شده است که تغییرات رژیم غذائی و افزودن برخی ویتامین ها و موادمعدنی می تواند در بهبود برخی از اختلالات اُتیسم مؤثر باشد .در طی ده سال گذشته تحقیقات زیادی در این مورد انجام شده که نتایج برخی از آنها حاکی از این است که افزودن برخی ویتامین ها مانند ب6 و ب12 و همچنین حذف برخی مواد مانند گلوتن و کازئین از رژیم غذائی کودک می تواند در بهبود عملکرد سیستم گوارشی ، آلرژی ها و رفتارهای کودک تأثیر مثبت داشته باشد . البته تمامی تحقیقات و بررسی ها این مطلب را به صورت علمی و قطعی ثابت نمی کنند . تعدادی از داروهای بیماریهای دیگر وجود دارند که در مورد بعضی از کودکان اُتیستیک اثرات مثبت نشان داده اند.این داروها معمولاً در درمان بیش فعّالی ، اختلالات توجه ، و نگرانی در کودکان اُتیستیک مؤثر بوده اند . در اصل می توان گفت هدف از استفاده دارو در کودکان اُتیستیک ، کاهش رفتارهای اختلالی در جهت استفاده بهتر و بیشتر کودک از جلسات درمانی می باشد . سعی کنید در صورتی که متخصصین برای کودک شما دارو تجویز می کنند این سئوالات را از آنها بپرسید : آیا این دارو اثرات جانبی در کودک خواهند داشت ؟ چه مقدار در طی روز باید استفاده شود ؟ به چه نحو باید استعمال شود ؟ در دراز مدت چه تأثیراتی خواهد داشت ؟ چه کسی و چگونه تأثیرات این دارو را در کودک بررسی خواهد کرد ؟آیا آزمایشات بخصوصی را قبل از استفاده این دارو باید انجام داد ؟ آیا استفاده این دارو هم زمان با سایر داروها و ویتامین ها مشکلی نخواهد داشت ؟. به هر حال به خاطر داشته باشید که استفاده از هر داروئی برای کودکان اُتیستیک باید حتماً زیر نظر متخصص انجام شده و اثرات آن به دقت تحت بررسی باشد .
شاید بتوان گفت یکی از بیشترین ویتامین های استفاده شده برای کودکان اُتیستیک ، ویتامین ب می باشد .این ویتامین در ساختن آنزیمهائی که مغز برای فعّالیت خود به آنها احتیاج دارد مؤثر است .در 18 تحقیقی که در مورد این ویتامین انجام شده است نشان داده شده است که حدود نیمی از کودکانی که این ویتامین در رژیم غذائی آنها بیشتر شده بود ، تأثیرات مثبتی در آنها به وجود آمده بود که این تأثیرات شامل بهبود رفتار ، بهبود تماس چشمی ، توجه بیشتر ، و افزایش توانائی یادگیری در این کودکان بود. در بعضی از کودکان ، روغن جگر ماهی که حاوی مقادیر فراوانی ویتامبن های آ و د می باشد تأثیرات خوبی در افزایش تماس چشمی و بهبود رفتاری داشته است . ویتامین س نیز در عملکرد بهتر مغز تأثیر دارد و استفاده آن در برخی از کودکان اثرات مثبت داشته است . در صورتی که قصد استفاده از ویتامین ها را برای کودک خود داشتید می بایست حتماً با دکتر متخصص کودک خود مشورت نمائید و در صورت لزوم آزمایشاتی را انجام دهید تا مطمئن شوید استفاده بیش از حد معمول این ویتامین ها اثرات جانبی و مخرب بر روی کودک شما نخواهد داشت . برخی از کودکان اُتیستیک در مورد بعضی از موادغذائی حساسیت هائی از خود نشان می دهند و حتی ممکن است در مورد آن آلرژی نیز پیدا کنند . ممکن است این حساسیت ها و آلرژی به صورت رفتارهای اختلالی در کودک بروز کنند .گزارشهای فراوانی از والدین و متخصصین وجود دارند که حاکی از آن است که حذف این مواد غذائی از رژیم غذائی کودک باعث پیشرفت چشمگیر و بهبود رفتاری شده است . در برخی از کودکان اُتیستیک مشاهده شده است که پروتئین هائی نظیر گلوتن و کازئین به خوبی شکسته نمی شوند و باعث بروز مشکلاتی در کودک می شوند .حذف این پروتئینها در این کودکان می تواند به رفع اختلالت گوارشی در آنها کمک کند و در نتیجه رفتارهای اختلالی ناشی از آن نیز رفع می گردند . گلوتن در غلات و کازئین در لبنیات وجود دارند . باید توجه داشت که در صورت وجود این مشکل در کودک شما ، نباید غلات و لبنیات به یکباره از رژیم غذائی کودک حذف شوند زیرا ممکن است این قطع ناگهانی خود باعث بروز مشکلات دیگری شود . برای این منظور بهتر است با یک متخصص تغذیه مشورت شود تا نحوه حذف این مواد و تغییر مناسب رژیم غذائی به شما آموزش داده شود .
روشهای درمانی مکمل
با وجود اینکه تشخیص زودهنگام و درمان زودهنگام اُتیسم بهترین روش در کمک به این کودکان و درمان آنهاست ، برخی از والدین و محققین معتقدند که روشهای درمانی مکمل دیگری نیز وجود دارند که می توانند ارتباط کودک با دنیای اطراف و سایرین را بهبود بخشیده و رفتارهای آنها را بهتر کنند . از انواع این درمانها می توان به موسیقی درمانی ، هنر ، و حیوان درمانی اشاره کرد که می توانند به صورت فردی با کودک کار شده و یا در مراکز مخصوص به صورت جمعی کار شوند . در تمامی این روشها افزایش قدرت ارتباط ، بهبود روابط اجتماعی و افزایش اعتماد به نفس مشترک می باشد . همچنین این روشها کمک میکنند تا کودک بتواند رابطه بی خطر و مفیدی را با درمانگر خود و سایرین برقرار کرده و با آنها مأنوس شود . موسیقی و هنر بخصوص می توانند در رفع مشکلات حواس پنجگانه کودک مفید باشند زیرا توسط آنها قدرت درک ، شنوائی و دیداری کودک تقویت می شوند . حیوان درمانی معمولا شامل اسب سواری و شنا با دولفین ها می باشد . در این درمانها کودک توانائی هماهنگی عضلات و اندامها را می تواند بدست آورد همچنین احساس دوست داشتن و اعتماد به نفس نیز از فوائد این نوع درمان است


نوشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 11:2 صبح توسط امین فرهادی نظرات ( ) |


آنچه در تمام افراد با تشخیص اختلال طیف اتیسم مشترک است، تاخیر یا ناتوانی در مهارتهای اجتماعی از قبیل مکالمات روزمره، تماس چشمی و درک هیجانی دیگران است.
این مشکلات منجر به نقص در تعاملات اجتماعی، دشواریهای کلامی، اختلال در ارتباطات غیر کلامی و محدودیت شدید و غیر طبیعی در انجام فعالیت ها و کارهای روزانه می شود . اغلب افراد مبتلا به اتیسم تاخیر در رشد حرکات درشت و ظریف نیز دارند. توجه به این نکته در بین نشانه ها بسیار مهم است.گاهی ممکن است یک کودک مبتلا به اتیسم در مشاهده بهتر از کودکان هم سن و سال خود به نظر برسد.
بطور کلی علائم و نشانه ها به 3 دسته اصلی تقسیم می شوند:
1- نشانه های ارتباطی-اجتماعی:
در بیشتر مواقع، یک کودک یا فرد بزرگسال به دلیل نقص یا تفاوتهای کلیشه ای در مهارت های ارتباطی و اجتماعی مشکوک به اتیسم می شود.
برخی از این تفاوتها عبارتند از:
- تاخیر یا الگوهای غیر طبیعی در گفتار (برای مثال برخی از کودکان اتیستیک متن نوارهای ویدئو را حفظ می کنند و آنها را کلمه به کلمه با همان صدایی که شخصیت فیلم حرف می زند تکرار می کنند).
- تون صدای یکنواخت یا بسیار بلند.
- فقدان زبان خودمانی یا بچه گانه.
- دشواری در درک تون صدا و زبان بدنی به عنوان شیوه ای برای بیان گوشه کنایه; شوخی; طعنه و غیره.
- کمبود تماس چشمی.
- عدم توانایی در تجسم.
 در حالی که برخی از افراد اتیستیک مهارت های زبانی جالبی دارند تعدادی از آنها اصلا حرف نمی زنند. در این بین افرادی هستند که مهارت های کلامی آنها منحصر به فرد است. برخی ممکن است کاملا بتوانند حرف بزنند اما دشواری زیادی در محاوره داشته باشند مثلا کوتاه حرف بزنند.
2-نشانه های حسی و حرکتی:
اکثر افراد اتیستیک حساسیت کم یا بیش از حد به نور، صدا، شلوغی و محرکات خارجی دارند. برخی از آنها  حساسیت کم و زیاد را با هم نشان
می دهند. این امر باعث می شود افراد اتیستیک بعضی اوقات گوشهای خود را بپوشانند، از محیطهای پر نور فراری باشند ; خودشان را محکم روی کاناپه پرت کنند یا میل شدیدی به حمل بارهای سنگین داشته باشند.
در حالی که پیدا کردن یک فرد اتیستیک که به دلیل بیماری اش اختلال جسمانی داشته باشد مشکل است اما بیشتر این افراد درجاتی از دشواری حرکتی در حرکات درشت و ظریف نشان می دهند. اکثرا در نوشتن و حرکات هماهنگ مشکل دارند.
3- مشکلات شخصیتی:
اغلب افراد اتیستیک تفاوتهایی را با دیگران دارند که شامل موارد زیر می باشد:
-انجام رفتارهای تکراری
-داشتن علائق و احساسات محدود
-دشواری در دوست شدن و تداوم دوستی
-تمایل به فعالیتهایی که نیاز کمتری به تعاملات کلامی دارد.



علل اتیسم چیست؟
در این زمینه اختلاف نظرهای زیادی در بین متخصصین و غیر متخصصین وجود دارد.در مقالات نظرات مختلفی در این باره از قبیل مسائل ژنتیکی، وجود سم، آلرژیهای غذایی، والدین نامناسب، عدم رشد مغز، نقائص سیستم ایمنی و سو» تغذیه آمده است.
با وجود   اختلاف نظرها، بیشتر متخصصین توافق دارند که در اتیسم یک ساختار و عملکرد مغزی متفاوت وجود دارد که به دلیل ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی بروز می کند. تاکنون هیچکس قادر به تشخیص دقیق ژن و عوامل خارجی مسئول اتیسم نبوده است .
غربالگری و تشخیص اختلالات طیف اتیسم
گام اول: جستجوی پرچم قرمز
بیشتر متخصصین معتقدند که هر چه زودتر باید به فکر درمان بود. با وجود آنکه علاج قطعی برای این اختلال وجود ندارد، اما دامنه وسیعی از شیوه های درمانی برای کاهش علائم، آموزش مهارتها و بهبود پیش آگهی وجود دارد. به هر حال باید والدین و معلمین مشکلاتی را که ممکن است منجر به تشخیص اتیسم می شوند، بشناسد.
برخی از نشانه ها وجود دارد که تحت عنوان پرچم قرمز نامیده می شوند که باید والدین و معلمین در جستجوی آن باشند، این علائم ممکن است در یک کودک یک ساله یا تا سن سه سالگی ظاهر شود. برخی از این علائم عبارتند از:
-عدم پاسخ به مردم یا تمرکز روی یک شی» به جز» افراد به مدت طولانی.
-عدم پاسخ نسبت به صدا زدن نامشان.
-فقدان تماس چشمی.
-دشواری در تفسیر آنچه دیگران در موردش حرف می زنند یا احساس می کنند.
-تاخیر در  گفتار یا الگوهای گفتاری عجیب.
-حرکات تکراری از قبیل چرخیدن یا جنباندن بدن و یا رفتارهای خود تخریبی از قبیل کوبیدن سر.
-حرف زدن یکنواخت و یا آهنگین.
-حساسیت کمتر یا بیشتر ازحد معمول نسبت به درد، صدا، نوریا شلوغی.
گام دوم:
یافتن افراد مناسب برای تشخیص اختلالات طیف اتیسم:
برای تشخیص درست اتیسم، باید به یک پزشک متخصص مراجعه نمود. در مرحله اول بهتر است به یک متخصص اطفال مراجعه کرد. اگر پزشک متخصص اطفال لازم دید کودک را به یک متخصص مغزو اعصاب و یا متخصص روانشناسی جهت تشخیص قطعی ارجاع می نماید.
پس از معاینات و ارزیابی های کامل باید غربالگری های اولیه توسط یک پزشک یا روانشناس ماهر که با رشد گفتار و مهارتهای حرکتی درشت و ظریف آشنا است، انجام شود.
گام سوم:
غربالگری کودک برای ابتلا به اختلالات طیف اتیسم:
قبل از اینکه خانواده خیلی نگران شود مهم است که کودک از منظر ابتلا به اتیسم غربال شود. ابزارهای غربالگری متعددی برای جمع آوری اطلاعات در زمینه رشد اجتماعی و ارتباطی کودکان در مراکز پزشکی وجود دارد.
 برای مثال:
(CHAT) tobblers in autism of checklist The *
 tobblers in autism for checklist mobifieb The *
(CHAT-M)
 autism for tool screening The *
(STAT) olbs-year-two in
     questionnaire communication social The *
  (SCQ)
(برای کودکان چهار ساله و بالاتر)
به ندرت از یک نوع ابزار و معمولا از چند ابزار غربالگری و مشاهده به صورت ترکیبی استفاده می شود. اگر غربالگری شاخص هایی از اتیسم را نشان دهد، پزشک متخصص گام بعدی را اجرا می کند: رد کردن سایر احتمالات و تشخیص اتیسم.
گام چهارم:
رد کردن سایر احتمالات
غربالگری ممکن است نشان دهد که نشانه هایی شبیه اتیسم وجود دارد. اما قبل از تشخیص قطعی اتیسم پزشک متخصص باید سایر احتمالات را رد کند.
بسته به علائم کودک، پزشک باید تستهای شنوایی، تست خونی برای احتمال عفونت، معاینه برای  اختلالات صرع و سایر اختلالات فیزیکی را به عمل آورد. برخی پزشکان مشاوره های ژنتیکی را برای بررسی برخی اختلالات مثل سندرمX  شکننده توصیه می کنند.
اگرعلامت مثبتی در هر کدام از این زمینه ها مشاهده شد باید توسط پزشک متخصص مربوط به همان زمینه، کودک معاینه شود.
گام پنجم:
تشخیص اختلالات طیف اتیسم
زمانی که سایر تشخیص  ها رد شد، پزشک متخصص می تواند تستهای تخصصی اتیسم را انجام دهد.
ابزارهای تشخیصی عبارتند از:
reviseb-interview biagnosis autism The *
(R-ADI)
این ارزیابی با مصاحبه والدین انجام می شود.
 odservation biagnostic autism The *
(G-ADOS) schebule
در طول این تست پزشک کودک را در شرایطی قرار می دهد که رفتارهای ارتباطی اجتماعی از خود نشان بدهد و بررسی کند که آیا کودک مبتلا دچار تاخیر، عدم وجود رفتار و یا رفتار غیرطبیعی است.
scale rating autism chilbren The *
(CARS)
این ابزار حرکات کودک، تطابق نسبت به تغییرات، واکنش به شنیدن صدا، ارتباطات کلامی و ارتباط با مردم را بررسی می کند.
براساس این ابزارهای تشخیصی، همچنین مشاهده و سایر ارزیابی ها، پزشک می تواند اختلالات طیف اتیسم از قبیل سندرم آسپرگر،NOS-PDD  یا اتیسم را تشخیص دهد.


 


نوشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 11:2 صبح توسط امین فرهادی نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5      >

Design By : Pichak